نويسندگان استخدامي


در سال 1957 آقاي رودريك اووين كارگزار بريتانيا در خليج فارس، كتابي منتشر ساخت كه تحت عنوان "الفقاهه الذهبيه- وثائق الخليج العربي" در كشورهاي عربي ترجمه و تكثير گرديد. در اين كتاب استعماري كه به سندي براي اعراب تبديل شده است چنين آورده است:

"من از همه خليج فارس بازديد نمودم و معتقد بودم كه آنجا خليجي فارسي است زيرا هيچ نقشه و سندي را نديدم مگر انكه ازاين مكان بنام خليج فارس نام برده بود ولي هنگاميكه از نزديك سواحل آنرا ديدم دريافتم كه مردم سواحل همه عرب هستند بنابراين ادب حكم مي كند كه آنرا خليج عربي بنامم ".

در پاسخ به اين دروغ استعماري و تاريخي چند مطلب وجود دارد 1- ايرانياني كه در سواحل خليج زندگي مي كردند اعم از عرب زبانها و يا كسانيكه به بندري معروف هستند وشامل طوايف مختلفي اعم ازمكراني( بلوچ ، سيستاني ) بندري، لر و خوزستاني هستند ازنظر فرهنگ ، پوشش و آداب و رسوم و حتي زبان بسختي از عربها متمايز مي شدند حتي اكثر كتب نويسندگان ايراني، كتيبه ها و نوشته هاي بناهاي تاريخي ايران در طول يك دوره تاريخي 600 ساله به زبان عربي است و به همين دليل ايرانيان بندري كه در طول 1500سال گذشته به سواحل آفريقا مسافرت نموده اند و تمدن افرو شيرازيهاي كيلوا، تنگه، زنگبار و سفالا را بوجود آورده اند نيز نزد غربيها به "عربهايي كه از پارس آمده اند! موسوم گشته اند. دوم اينكه مطابق آماري كه خود كارگزاران انگليسي از مستعمره هاي خود در سواحل عربي منتشر ساخته اند، جمعيت ايراني تبار كويت، بحرين دبي و سواحل عمان را 27% عنوان نموده اند. در همين سالهاي اخير جمعيت غير عرب سواحل امارات 57% عنوان شده است. بعلاوه اينكه در طول 1000 كيلومتر سواحل ايران عرب زبانها بسختي 5% جمعيت را تشكيل مي دهند بنابر اين، استناد نويسندگان عرب به مغلطه هاي مزورانه و غير منطقي اين كارگزار استعماري چه جايگاهي دارد. نويسندگان ذيل در نوشته هاي خود ادعاهايي مشابهه رودريك اوون را تكرار كرده اند.

الخليج العربي، قدري قلعجي،شركه المطبوعات للتوزيع و النشر، طبع الثاني بيروت ،1992. صص14-11 يكي از نكات تحريف آميز و كذب تاريخي اين كتاب آن است كه نويسنده مصري مدعي شده است كه در دوره حاكميت پارسها بر خليج فارس آنها اصولاً فاقد دريانوردي و حضور در دريا بوده اند اگرچه اين تحريف بزرگ تاريخي را خود اين نويسنده در صفحه 71 در همان كتاب و در مبحث "عهد الفارسي" في الخليج" به روشني پاسخ داده است و از نويسندگان يوناني نقل كرده است كه چگونه در 2000 سال قبل ناخدايان ايران كالاهاي تجاري را از چين و سيلان تاشرق آفريقا و مصر حمل ونقل مي كردند،

در راستاي عربي جلوه دادن و با هدف مغشوش ساختن اذهان در مورد نام خليج فارس همچنين كتابي تحت عنوان "الوسيط في تاريخ الخليج في العصر الاسلامي الوسيط" در عمان به چاپ رسيده و نويسنده بطور كينه آميزي و با عقده گشايي هاي غير منطقي بدون آنكه ادعاهاي خود رامستند به شواهد تاريخي سازد، بر اساس اينكه نام درياي ادنا و اسفل در يك متن آشوري آمده است خواستار عربي ناميدن خليج شده است ولي روشن نساخته است كه چه ارتباطي ميان توصيف ادنا و اسفل و يا شوري با عربيت خليج وجود دارد ولي به استناد به نامهاي فوق مدعي عربيت براي اين گستره آبي شده است و به عبث با نقل قولي مخدوش و دروغين از نيبور جهانگرد 1763 كوشيده است سندي بنفع ادعاهاي خود ارايه نمايد.گفتني است نيبور در سراسر كتاب خود نيز خليج فارس را با همين نام و ابوموسي را بنام بوموف نام برده و در نقشه ترسيمي آنرا برنگ ايران ترسيم كرده است. همانطور كه گفته شد كلمات بالا و پايين و يا شور نام جغرافيايي نيست بنا براين اولين نام جغرافيايي خليج، در واقع همان خليج فارس و معادلهاي آن در زبانهاي مختلف بوده است.

الصراع علي خليج العربي، عبدالرحمن النعيمي، دار الكنوز الادبيه- الطبعه الثانيه بيروت- 1994 .

الجزر العربي الثلاث و موقف القانون الدولي من احتلالها بالقوه، جابر ابراهيم الراوي، وزاره الثقافه و الاعلام العراقيه، السلسله الاعلاميه رقم 142لعام 1981.ص3 .

الخليج العربي في الاستراتيجيات الاستعماريه و البريطانيه خاصه، هادي طعمه ، مطابع الجمهوريه- السلسله الصحفيه، بغداد- 1971 -ص 10-11

مساله الجزر في الخليج العربي و قانون الدولي، محمد عزيز شكري- دمشق 1972.ص 26-27

الجزر العربيه الثلاث دراسه تحليليه ، قانونيه ،عمار قاسم عوض، دانشگاه دمشق ، دانشكده حقوق ،مطبه اليازجي. 1997 صص 26-27،

الجزر العربيه الثلاث تقديم و اشراف خالد بن صقر وليعهد و نايب الحاكم راس الخيمه،‌ الوقايع و التاريخ يوكدان عروبه الجزر و الخليج. احمد تدمري ، راس الخيمه. 1995

ـ الخليج العربي دراسه في تاريخ العلاقات الدوليه و الاقليميه،فتحيه نبراوي و محمد نصر مهنا، ناشر منشات المعارف ، اسكندريه بي تا .

الخليج العربي و المحرمات البريطانيه الثلاث ( 1778- 1914 ) عبد الوهاب احمد عبد الرحمن ، مركز زايد للتراث و التاريخ الامارات العربيه المتحده ، العين ص پ 23888 ، عام 2000

د. جمال زكريا قاسم - الخليج العربي - دارالفكر العربي - قاهره، اينها نمونه اي از كتب عربي است كه با بودجه سازمانهاي دولتي و خصوصي عربي منتشر و بدون اينكه حرمت تاريخ و حق همسايگي و هم كيشي را بجاي آورند پيشنهاد كارگزار استعمار پير انگليس را مورد تقليد و تكرار قرار داده اند.