|
دوره استيلاي انگليس بر خليج فارس
در اين دوره نيز علي رغم اينكه انگليس شيخ نشينهاي منطقه را تحت انقياد خود در آورد و چشم طمع به سرزمين ايران نيز داشت ولي نتوانست ايده استعماري تغيير نام خليج فارس به درياي بريتانيا را عملي سازد.
همه مورخين غربي ابتدا پرتغاليها و سپس انگليسي كه از سال 1533 وارد خليج فارس شدند از جمله مانند توماس بانيستر ، در كتاب خود در سال 1574 و پت هيلين عالم رباني در كتاب كيهان گرافي سال 1650 ، جان اسپيد 1628 ، ژان باتيست بارون تاورنيه فرانسوي در فاصله 1631تا 1665 6 بار به ايران سفر نموده است. سفرنام تاورنيه محتوي يادداشتهاي جالبي از راهها ، جغرافيا و فرهنگ ايرانيان است فرانسوي ديگر شاردن نيز مانند تاورنيه از خليج فارس توصيفهاي جالبي ارايه كرده است.، لرد كرزننايب السلطنه هند در كتاب ايران و مسئله ايران 1892 ص 464 و 465 ، لرد لانس دان وزير امورخارجه بريتانيا در پارلمان انگليس در سال 1903 به سياستهاي آن كشور در خليج فارس اشاره نموده است، سر آرتور هاردينگ، وزير مختار بريتانيا در دربار مظفرالدين شاه 1900تا 1905م در كتاب خاطرات خود به توصيف خليج فارس پرداخته است سر دنيس رايت . لوريمر در كتاب راهنماي خليج فارس، سر آرنولد ويلسن Sir Arnold Wilson در كتاب خليج فارس توصيفهاي بسياري از مستشرقان در خصوص خليج فارس را بيان نموده و نوشته است" هيچ آبراهي چه در گذشته و چه در حال حاضر براي زمين شناسان، باستان شناسان ، تاريخ دانان ، جغرافيدانان، بازرگانان ، سياستمداران و و سياحان و دانش پژوهان اهميتي بيشتر از خليج فارس نداشته است اين آبراه كه فلات ايران را از شبه جزيره عربستان جدا مي كند از هزاره هاي قبل از ميلاد هويت ايراني برخوردار است. تمامي اسناد و مدارك دولتهاي روسيه شوروي و امريكا . مقامات اين كشورها و از جمله وزراي خارجه آنها مانند گروميكو وزير خارجه شوروي ويليام راجرز وزير خارجه آمريكا و روساي جمهور و مقامات تراز اول كشورهاي مطرح جهان حد اقل يك يا چند بار در گزارشات خود از خليج فارس ياد كرده اند. اين موضوع در خصوص مقامات كشورهاي جهان سوم و ساير كشورها نيز مصداق دارد . دهها نفر سياح و روزنامه نگار ديگر كه به خليج فارس سفر كرده بودند همگي در كتب خود از خليج فارس توصيفهايي مشابهه بكار برده اند همچنين كارتوگرافها در اين دوره همين نام را ترسيم كرده اند و از اولين دايره المعارفها مانند RAISONNE DE SCIENCE 1751 و اولين اطلسها مانند J.B.D.ANVILLE 1760 چاپ فرانسه، خليج فارس بكار برده شده است. همانطور كه قبلاً آورديم مورخين يوناني و اروپايي پيش از ميلاد
از قبيل اناكسيماندر ملطي Anaximandre 546-610 ق.م در نقشه جهان كه در كتاب kleinere schriften, . اثر ي .للول.لايپزيك ، 1836 باز نگري و چاپ شده است ، تالس مليتي Thales Melitus (546-640 پيش از ميلاد)، فيثاغورس Pythagore ) ) زايش 608 پيش از ميلاد درگذشت 509 ق. م) ، كوسماس اينديكوپليوس (500-535 ق م) ، هكاتوس (Hecataus 500ق.م) ، هردوت Herodotus (420-486 ق م)، Ptolemeus Quintus Claudius معروف به بطليموس (270-330ق .م ) رياضي دان و ستاره شناس سده دوم پيش از ميلا در كتاب جغرافياي جهان كه داراي 27 نقشه بوده است، كتزياس 380-445 ق.م گزنفن 352-430 ، Eratosthenes) ) ايراتوستين 276-187ق .م و استرابون پدر جغرافيا ( سده اول م) ،گوئينوس كورتوس روفوس Curticus Rufus) ) تاريخ نويس رومي سده اول ميلادي در شرح حال زندگي اسكندر ، Flavius) Arrianus) آريانوس تاريخ نگار يوناني سده دوم ميلادي در كتاب آنابازيس، نويسنده و مورخ رومي پومپونيوس ملا43م ، ديسئاركوس 285-325 ق.م ،" هيپاركوس" جغرافينگار سده دوم پيش ميلاد ، "پوزيدوينوس" جغرافيانگار سوري 15-135 ق.م، آريان 98-171 م ، عيسوب اوسيوس 263-340 م كه به پدر تاريخ عيسوي معروف است ، آگاتانژ 330-226 تاريخ نگار ارمني، موسي خورن مورخ سده 5 م در كتاب ماركوارت يا ايرانشهر و كراتس مالوسي دانشمند سده دوم ق.م، "پليبيوس" (جغرافيانويس يوناني سده دوم ق.م) ، واسكودوگاما ، ماركوپلو، اچ .بي وگان H.B.Vgan سي.اي.بيدولف C.E.Biddulph . پي تر دو لاوابه ايتاليايي 1621 . سرتوماس هربرت انگليس 1627 كارستن نيبور 1765 . گامب فر 1698 هئيت اوزلي 1810 . سر كربنز 1821 . ليو الكساندر 1826 ، بي.توماس B.Thomas . سنت. ايپستن. فيلبي H.ST.Philby آلفونس گابريل 1928 ( عبور از صحاري ايران Duerch Persiens Wuesten ) در 5 قرن اخير بندرت مي توان جهانگردي و يا شرق شناسي را يافت كه به آسيا يا خاورميانه سفر كرده باشد و از خليج فارس نام نبرده باشد، بسياري از سياحان و فرستادگان دول اروپايي و آسيايي كه از سده 14 به بعد از سرزمين هاي شرقي و منطقه خليج فارس ديدن نموده اند در آثار خود از درياي خزر و خليج فارس توصيفهايي داشته اند از جمله :
اودوريك دوپوردنون 1320 م - ژيوزافا باربارو 1474 - ژوفري دوكه انگليسي 1570 - هنريش فون پوزر 1621 - پيترو دلاوال ايتاليايي 1623 - دون گارسيا اسپانيايي 1624 - توماس هربرت 1628 - نيلسون ماتسون گيوپينگ سوئدي 1650 - نيلس ماتسون و گيوپينگ سوئدي 1650 - يوهان البرشت فون ماندلسلو آلماني 1638 - سفرنامه دوآرته بابوزا كه درسال 1865 منتشر شده بحث مفصلي در خصوص خليج فارس و پادشاه هرموز و توصيف جزاير خليج فارس و توصيف قنوات ايران و درياي خزر دارد.
سفرنامه آدم اولياريوس كه در سال 1647 ازطريق شرق آلمان و درياي خزر به اصفهان آمده و خاطراتي نيز از دوست آلمانيش جان آلبرخت ون ماندلسلو در توصيف خليج فارس و مردمان بنادر جنوبي از جمله هرمز نام برده است.
جهانگردي ماركوپلو ، ش. ويكتور چاپ تهران گوتنبرگ 1325
سفرنامه ژان باپتيست تاورنيه فرانسوي (1631-1668 ) ترجمه ابو تراب نوري چاپ اصفهان 1336
سفرنامه شواليه شاردن فرانسوي 1665 چاپ امير كبير تهران 1336
فليپ آنژل هلندي 1668 - ژان تونو 1667 - انگلبرت كمفر آلماني 1685 - ژان كونوس و كرنليس شپلمان و ژان استرويس هلندي 1671 - كرنليس دوبروين 1704 - كارستون نيبور 1765 - موريه 1811 ويليام اوزلي 1812- كرپرتر 1813
سفرنامه فراير Frayer بنام نه سال سفر فراير در ايران از 1672 تا 1681 نقل كرده است اين سفر نامه در سال 1900 توسط بنگاه هاكلويت در سال 1900 در لندن چاپ شده است.
سفرنامه فلاندن ، اوژن ، ترجمه نور صادقي، تهران، اشراقي، 1356
سفرنامه يوشيدا ماساهارو ،ترجمه رجب زاده، آستانقدس رضوي 1373
سفرنامه بلوشر ، كيكاووس جهانداري، تهران، خوارزمي 1363
سفرنامه فيگوئروا ، غلامرضا سعيدي، تهران، نشر نو 1363
سفرنامه مادام ديولافوا، فره وشي، تهران، خيام 1361
سفرنامه سياحتنامه مسيو چريكف، آبه كار مسيحي ، تهران، جيبي 1358
ايران و قضيه ايران ، جرج كرزن، وحيد مازندراني، انتشارات علمي 1367
مشاهدات سفر از بنگال به ايران فرانكلين ويليام، محسن جاويدان، بنياد فرهنگ و هنر ايران 1358
دلند آندره دوليه، زيبايي هاي ايران، محسن صبا، تهران، انجمن دوستداران كتاب 1355
جكسن ويليامز، ايران در گذشته و حال، اميري و بدره اي، خوارزمي 1357
سفرنامه و خاطرات سه سفير جمهوري ونيز در ايران بنام هاي كاترينو زينو (1471 م ) جوزفا باربارو سال 879 قمري ، امبروجيو كونتاريني 879 قمري ، خاطرات اين سه سفير از زبان ايتاليايي به انگليسي توسط بنگاه هلندي هاكلويت Hacklut در لندن چاپ گرديده است
مجموعه قراردادها هاي ايران و انگلستان ، سر ادوارد هرتزلت Sir Edward Hertslet . 1892 لندن.
مجموعه اسناد و عهود ايران، سي.يو.اچيسن C.U.Aitchisson لندن 1933
سفرنامه ژنرال گاردان ترجمه از فرانسه توسط ميرزا علي خان مترجه باشي 1298 قمري
سفرنامه پوتينگر سياح انگليسي 1810 در دربار لطفعلي خان
سفرنامه سرهارد جونز نخستين وزير مختار انگليس در دربار لطفعلي خان
همگي در كتب و يادداشت هاي سفر و در آثار و نوشتههاي خود از خليج فارس و يا نعادلهاي اروپايي آن نام برده و از دريا ي شمال ايران نيز با نام هاي هيركان، كاسپين، اركاني، ارقانيا و تپير ياد كردهاند.
مي دانيم كه در ادبيات ايراني ، عربي، اسلامي و حتي در ادبيات غربي درياي پارس و بحر فارس و معادلهاي اروپايي آن به تمام آبهاي جنوب ايران تا سواحل حبشه اطلاق مي شده است ولي قلمرو درياي پارس ابتدا در دوره سلطه پرتغاليها و سپس دوره انگليسيها به خليج فعلي كاهش پيدا كرد و انگليسيها بخش جنوب سواحل عمان را درياي عرب ناميدند و شمال عمان را درياي اومان نام گذاري كردند درحاليك اومان بندري پارسي در شمال كشور فعلي عمان بوده است و بدين ترتيب درياي پارس كه قدماء آنرا يكي از 4 درياي بزرگ جهان توصيف مي كردند به منطقه كوچكتر خليج فارس فعلي عقب رانده شده است و ساحل جنوبي آن در قلمرو كشورهاي عربي قرار گرفت و بهانه اي بدست اعراب داد تا به تغيير اين نام كهن باستاني بپردازند.
|